عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

86

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

از آنست كه او نيز شما را دوست ميدارد ؛ و آن گه شما را دوست دارد كه وى را طاعت دار و فرمان بردار باشيد . پس واجب است بر شما كه اتّباع من كنيد در طاعت او ، تا شما را دوست دارد . - درين آيت نشان دوستى و محبت اتّباع رسول ساخت ؛ جاى ديگر آرزوى مرگ نشان دوستى كرد . إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ميگويد : اگر راست مىگوئيد كه اللَّه را دوست مىداريد ، آرزوى مرگ كنيد ؛ كه دوستى داعيهء شوق است ، و شوق‌زده را همان مراد وى ديدار دوست بود . و آن كس كه همه مراد وى ديدار دوست بود ، هميشه آرزوى آن باشد كه بر دوست برسد ؛ و راه رسيدن بر دوست جز مرگ نيست . پس چرا كراهيّت مىداريد مرگ را ؟ و مرگ سبب وصال دوست است ! اما گفتند : كه اين مرگ قومى را راحت است ، و قومى را آفت . آن را كه راحت است ، از آن است كه : « من احبّ لقاء اللَّه احبّ اللَّه لقائه » . و آن را كه آفت است ، از آن است كه : « من كره لقاء اللَّه كره اللَّه لقائه » زاهدى را گفتند كه : مرگ را دوست دارى ؟ توقف كرد . پس پرسنده گفت : اگر زهد تو با صدق تو بودى از مرگ كراهيت نبودى ! - سديگر نشان در صدق محبت آنست كه : همواره ذكر محبوب بر دل و بر زبان محبّ تازه بود . چنان كه غفلت و نسيان بوى راه نبرد . و على هذا قال النبى ص « من احبّ شيئا اكثر ذكره » . - چهارم نشان در وفاء دوستى آنست كه : هر چه با محبوب نسبتى دارد ، آن را دوست دارد . چنان كه قرآن كلام وى ، كعبه خانهء وى ، مصطفى ص رسول وى ، مؤمنان دوستان وى . مصطفى ص گفت : « احبّوا اللَّه لما يغذوكم به من نعمة ، و احبّونى لحبّ اللَّه ايّاى ، و احبّوا اهل بيتى لحبّى » آن گه گفت : وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ . درين تنبيه است كه محبّت نه معلول است ، نه باكتساب بنده ؛ تا به تحصيل طاعت يا از اجتناب معصيت فرا دست آيد .